close
متخصص ارتودنسی
نقد بر فیلم مستند «شکارچی» ساخته کتایون جهانگیری به قلم شاهپور شهبازی
اشک یلدا::ashkeyalda.ir

اشک یلدا::ashkeyalda.ir

فیلم «شکارچی» با صحنه ی به آتش کشیدن قفسه ی خالی کبک ها آغاز می شود. احمد عزیزی، شکارچی با سابقه ی کردستانی، تحت تاثیردختر خردسال سه ساله اش« یلدا» آیین ندامت از شکار حیوانات را با شکستن اسلحه اش در انظار عمومی به اجراء در می آورد

نیازمند همکارجهت مدیریت اشک یلدا/درصورت تمایل بر روی تصویر کلیک کنید

نقد بر فیلم مستند «شکارچی» ساخته کتایون جهانگیری به قلم شاهپور شهبازی

نقد بر فیلم مستند «شکارچی» ساخته کتایون جهانگیری به قلم شاهپور شهبازی
ما نیز فیلم «شکارچی» را در سه راویت خواهیم خواند.
روایت اول: در فیلم مستند «شکارچی»شکارچیان یک به یک در مقابل دوربین می نشیند و از تجربیات و خاطراتشان برای تماشاگران سخن می گویند. علاوه بر شکارچیان کسان دیگری نیز سخن می گویند. مقدمه و موخره ی روایت را اما راوی رقم می زند. نگاهی کوتاه به طیف های گوناگون فیلم« شکارچی» خواهیم انداخت.
برای مطالعه ی بیشتر به ادامه ی مطلب بروید
 
 


به روایت راوی، سه طیف از دوستان و دشمنان طبیعت در فیلم «شکارچی» یافت می شوند. طیف اول: شکارچیان. طیف دوم: دوستداران طبیعت. طیف سوم: دولت. در میان شکارچیان سه گروه از هم متفاوت می شوند.یکم. شکارچیان حرفه ایی. دوم: شکارچیان قانونی. سوم: شکارچیان نادم. شکارچیان حرفه ایی، نفرت ِعادت شده اند. بازیگران بی قلبِ انتشار مرگ در صحنه ی طبیعت. بازیگران بی قلب در فیلم اما غایب اند و تماشاگر نیز جز در عکس ها و تصاویر آرشیوی اثری از این کودن های متفرعن که به ضرورت لوله ی سلاح را ازحیوان به انسان برمی گرداند تا بی محابا شلیک کنند، اثری نمی یابد.
گروه دوم، شکارچیان قانونی اند. شکارچیان قانونی، سبعّیتِ سنجیده اند. مرزهای قانون و طبیعت را می شناسند. یا به اذن مباح قانون و یا به فرمان فراوانی طبیعت، شلیک می کنند. قانون، خشونت را تلطیف می کند و از نیاز شکارچیان به گوشت شکار و یا از نیاز به خوش گذارنی منحطِ معطوف به حس قدرت، فضیلت می سازد. شکارچیان قانونی در شب هم پیمان شکارچیان حرفه ایی اند، حتی اگر نقاب دیگری بر چهره بزنند، در روز اما هم شانه ی شکارچیان نادم اند و از خاطرات دردناک دشنه و درد سخن می گویند.گروه سوم: شکارچیان نادمند. شکارچیان نادم به نیاز و خوش گذارنی پشت کرده اند. اشک یلدا را بربال های اردک های تیر خورده، دیده اند. از دست های آلوده به خون خویش پشیمانند. شکارچیان نادم یا خسته از شکار به انزوا می خزند و یا به جبران مکافات به دوستداران طبیعت می پیوندند.
طیف دوم: دوستداران طبیعت اند. دوستداران طبیعت به دو گروه تقسیم می شوند. کارمندان دولت و عاشقان طبیعت. کارمندان دولت به حکم وظیفه در این راه گام می گذارند و عاشقان طبیعت به ندای دل لبیک گفته اند.کارمندان دولت، محیط بانان اند. چشمانِ مراقب طبیعت. دشمنان ِشکارچیان حرفه ایی و گاه هم پیمان شکارچیان قانونی. عاشقان طبیعت اما لنز دوربین را جایگزین گرمی باروت کرده اند. زیبایی را خاطره می کنند. خاطره ها را ثبت می کنند و لبخند بلند یلدا راحسرت می کشند.
طیف سوم: دولت است. دولت، میانجی دو چهره است. هم بذر مرگ ( فشنگ) را به تساوی میان شکارچیان قانونی تقسیم می کند و هم حقوق محیط بانان جان برکف ِمدافع طبیعت را می پردازد. هم مجوز شکار صادر می کند وهم جلسات آموزشی عشق به طبیعت را سازمان می دهد. هم خرید و فروش سلاح را مجاز می شمرد و هم شکارچیان حرفه ایی را به عقوبت می رساند. هم راوی را یاوری میدهد که روایت کند و هم مرزهای افشای روایت را محدود می کند. فیلم « شکارچی» از لابه لای این طیف ها با ما سخن می گوید اما صدای راوی در ساختار فیلم الکن است. نگاهی کوتاه به ساختار فیلم خواهیم انداخت.
روایت دوم: ساختار فیلم. ساختار فیلم « شکارچی» مانند غالب فیلمهای مستند و حتی داستانی ایرانی الکن است. حتی فیلم خوش ساخت و پرزحمت «آتلان» که بر پرده های سینما به نمایش در آمد از این معضل زخم ها دیده است. ساختار، یعنی همین نظم تعریف ها که در نقد آمده است. یعنی، تبینِ تمایز و تشابه شکارچیان و شکار. یعنی، ترسیم مرزهای سایه و روشن انواع طیف های مشترک و متضاد. یعنی، شنیدنِ صدای انگیزه های موافق و مخالف در یک نظم روایی. یعنی، آغاز و میانه و پایان. یعنی، ایجاد کلیت واحد. یعنی نظم مقوله ایی. یعنی، شنیدن صدای مسلط در لابه لای اجزای روایت. تدوین فیلم نیزبه ساختار بخشیدن به عمق نگاه مولف کمک نمی کند. تدوین، تکنیک اتصال نماهای گوناگون نیست. تدوین، خلاقیت مختصات خط روایت است برای ایجاد عمق نگاه. تدوین در فیلم «شکارچی» روایت نمی سازد، عمقِ نگاه مولف را مخدوش می کند و تماشاگر را از بصیرتِ شفافِ فهم دور می کند. این ضعف حتی در انتخاب نام فیلم متجلی شده است. عنوان پارادوکسیکال «اشک یلدا» که هم یاد آور بلندترین شب زمستان است و هم بر اشک یلدای خردسال فیلم تاکید می کند ، اتفاقا انگیزه ی سفر راوی به کردستان می شود و صدای مسلط در فیلم را رقم می زند و بسیار مناسب تر از عنوان عریان و بدون ابهام و راز« شکارچی» است.
روایت سوم: موخره. صدای مسلط راوی در فیلم « شکارچی» شفقت و دلسوزی با صدای حزن انگیز طبیعت است. کوه ها دیگر قلمرو انبوه گله های هستنده نیست. دل ِبرکه ها در آرزوی شنیدن صدای پرندگان سوسو می زند. فیلم « شکارچی»چشم تماشاگر را بربیداد خشونت، در عکس هایی که خاطره ی وحشی گری انسان را ثبت کرده اند، آشنا می کند. خاطره ی تماشاگر را در تصویر گوزنها، گرازها، اردک ها، کبک ها و حتی آزار بچه خرس های نابالغ و یا حتی بیشتر نوزدان دررحم مادران باردارکه به تیغ جلادان مرگ از پای درآمده اند، به خاطرمی آورد. فیلم با جشن پایانِ قفس و شکار آغاز می شود و با تصاویر کشتار بی بدیل حیوانات پایان می پذیرد. گویا خوش بینی آغاز فیلم، شبی بیش نیست که چراغش را تنها اشکِ یلدا روشن می کند.در جنگل باروت و مرگ و برهوتِ صدای اعتراض به کشتار طبیعت، از کنار سستی ها و ضعف های روایت و راوی در فیلم مستند« شکارچی» می گذریم و شفقت و دلسوزی کارگردان را بر مسرتِ فهمِ اشکِ یلدا ارج میگذاریم

کلمات کلیدی شکارچی ، شاهپور شهبازی ، کتایون جهانگیری ، اشک یلدا ، احمد عزیزی ،
مطلب در موضوعات محیط زیست ،

خبرنامه

برای دریافت خبر مطالب اینچنینی ، با استفاده از فرم زیر ، در خبرنامه عضو شوید.


پشتیبانی آنلاین

ارسال دیدگاه

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی